ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

190

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

غياث الدين از ميراث او هفتاد بار طلا نزد سلطان فرستاد و اين غير از ديگر انواع نفايس بود . اخبار تركان خاتون مادر سلطان محمد بن تكش تركان خاتون مادر سلطان محمد بن تكش از قبيلهء بياووت از شعوب يمك از تركان ختاست . او دختر خان جنكشى [ 1 ] يكى از پادشاهان ايشان بود . سلطان خوارزمشاه تكش او را به زنى گرفت و از او سلطان محمد زاده شد . چون سلطان محمد به پادشاهى رسيد مادرش به طوايف يمك و تركانى كه در مجاورت آنان بودند پيوست و به آنان پشتگرمى يافت و بر امور دولت سلطان تحكم آغاز كرد . چنان كه سلطان را با وجود او هيچ اختيارى نبود . تركان خاتون از سوى خود به نواحى مملكت حكام مىفرستاد و به ميان مردم حكم مىراند و به شكايات رسيدگى مىكرد و حكم قتل و حبس مىداد . همچنين در بلاد مراكز خير و صدقه داير كرده بود . هفت تن بودند از كتاب انشاء كه ملازم او بودند و هر گاه توقيعات او با توقيع سلطان معارض مىشد به آن توقيع كه بعد صادر شده بود عمل مىكردند . او را خداوند جهان لقب نهاده بودند . و توقيعش اين عبارت بود : عصمة الدنيا و الدين الغ تركان ملكة نساء العالمين و نشان او « اعتصمت باللّه وحده » بود كه آن را با قلم درشت و واضح و خوش مىنوشت . مبادا آن را جعل نمايند . تركان خاتون نظام الملك ناصر الدين محمد بن صالح را به وزارت سلطان برگزيد . اين نظام الملك خدمتگزار او بود . چون سلطان محمد وزير خود نظام الملك محمد بن نظام الملك مسعود هروى را عزل كرد ، مادر به وزارت نظام الملك ناصر الدين محمد بن صالح اشارت كرد . سلطان نيز در عين اكراه او را به وزارت برگزيد . نظام الملك نيز همهء فرمانهاى او را اجرا مىنمود . چندى بعد به سبب خلافكاريهايى كه از او سر زده بود ، از وزارت عزلش كرد . ولى او همچنان به كار وزارت خويش ادامه مىداد . زيرا مقامش در دولت بالاتر از آن بود كه سلطان عزلش كند . يكى از واليان ، در خوارزم ، از او به سلطان شكايت برد كه اموالش را مصادره كرده است . سلطان يكى از خواص خود را به قتل او فرمان داد ولى تركان خاتون سلطان را از تصميمش منصرف ساخت . پس نظام الملك بر همان شيوه و سيرت و قدرت بر مسند وزارت خويش تكيه زده بود و سلطان از تصرف در امور او عاجز بود . و اللّه يؤيد بنصره من يشاء . خروج تاتار و غلبهء ايشان بر ما وراء النهر و فرار سلطان محمد بن تكش از برابر ايشان از خراسان چون سلطان در سال 615 از عراق باز گرديد و چنان كه گفتيم در نيشابور اقامت گزيد ،

--> [ ( 1 ) ] متن : حبكش .